خرید بک لینک
سلام پدرجان....میدونم خوشت نمیاد ک این حرفاروازمن بشنوی ولی مجبورم بگم ک بد کردی ب من ب اون حتی ی سوال نکردی ک میخواد نمیخواد خودت تصمیم گرفتی .لااقل ب خوشی قلب مهربونش فکمیکردی لااقل ب چشای غمگینش فک میکردی نمیدونستم شماهم سنگدلی نمیدونم چرا ولی از شما توقع نداشتم آخه قلب مهربونشو چجوری شکوندی بیچاره عشقم آه ک چیا کشیدو میکشه_فک میکنی الان خوشبخته؟فک میکنی رو ابراست؟فک میکنی راضیه؟ ن عزیزم نیست ب خندهاش نگاه نکن ظاهری هستن جزخودشو خداکسی از غم درونش خبرنداره  داغونه داغون....من فدای مهربونیاش بشم فدای اون اشکاش بشم ک وقتی تو چشای نازش جم میشن ولی خودش ب رونمیاره آه چقد مهربونه ک داره میسوزه ولی دم نمیزنه داره خاکسترمیشه  ولی خبرندارین کاش خبرداشتین کاس براش آبمیشدین تا آتیششو خاموش کنین کاش و خیلی ای کاشای دیگه ک گفتن و نگفتنش براتون مهم نیس....

برچسب: نویسنده: رضا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 21:49

صفحه بندی